الشيخ المحمودي ( مترجم : جمشيد نژاد ، بينش )

72

عبرات المصطفين في مقتل الحسين ( ع ) ( سرشك خوبان ) ( فارسى )

شهرها كناره بگير . پيك‌هايت را سوى مردم روانه كن . اگر همه شما را پذيرفتند ، خدا را شكر كن و اگر بر ديگرى اتّفاق نظر كردند ، خداوند از ديانت ، مردانگى و فضيلت تو نخواهد كاست . ترس من از اين است كه به شهرى به روى و مردم درباره‌ات اختلاف كنند و با هم به جنگ بپردازند و تو نخستين هدف نيزه‌ها گردى كه در آن صورت خون بهترين مردمان از نظر شخصيّت و پدر و مادر تباه و خاندانش خوار خواهند گشت . » امام حسين عليه السلام فرمود : « اى برادر ! كجا بروم ؟ » گفت : « به مكّه فرود آى . اگر منزلى مطمئن بود به هدف رسيده‌اى و گرنه به يمن برو . اگر جاى امنى بود كه خوب و گرنه به درّه‌ها برو و صبر كن تا ببينى وضعيّت مردم چه مىشود و آن‌گاه تصميم بگير . » « 1 » ابومخنف به نقل از خادم ربابه ، همسر امام حسين عليه السلام ، گويد : با امام از مدينه بيرون آمديم و راه اصلى را در پيش گرفتيم . خاندان حضرت گفتند : « اگر مانند ابن زبير از شاهراه كناره بگيرى ، جست و جوگران به تو دست نمىيابند . » فرمود : « نه به خدا سوگند ! هرگز از شاهراه كناره نمىگيرم ، تا خدا هر حكمى را كه نزدش محبوب‌تر است اجرا كند . » عقبة بن سمعان گويد : عبداللَّه بن مطيع عَدَوى از سرِ آبش به استقبال ما آمد و به امام حسين عليه السلام گفت : « فدايت گردم كجا مىروى ؟ » فرمود : « در حال حاضر به مكّه مىروم ولى پس از آن از خدا طلب خير مىكنم . » گفت : « خدا برايت خير بخواهد و ما را فدايت گرداند . چون به مكّه رسيدى ، از نزديك‌شدن به كوفه بپرهيز ؛ زيرا شهرى نافرخنده است ؛ پدرت آن‌جا كشته شد و برادرت آن‌جا بىكس رها شد و با نيزه او را چنان ناگهانى زدند كه نزديك بود به شهادت برسد . در كنار حرم بمان زيرا تو سرور عربى و اهل حجاز هيچ كس را با تو برابر نمىدانند و مردم از هر جا سوى تو كشيده خواهند شد . عمو و دايىام فدايت گردند ! از حرم جدا مشو چون به خدا سوگند ! اگر از ميان به روى ، پس از تو ما را به بردگى

--> ( 1 ) - أنساب الأشراف ، 4 / 15 .